photo_2018-01-10_11-15-32
داستان رابی بریجز, اولین کودک سیاه پوست که با اسکورت ماموران در مدرسه عمومی مشغول تحصیل شد. رابی بریجز اولین کودک سیاه‌پوستی بود که بار تبعیض نژادی را یک تنه به دوش کشید. رابی فرزند یک خانواده معمولی سیاه‌پوست بود؛ زمانی که دولت فدرال تصمیم به ادغام مدارس سیاه‌پوستان و سفید‌پوستان گرفت، او شش سالگی را تجربه کرده و آماده ورود به مدرسه می‌شد. والدین این کودک در سال 1960 بر سر دوراهی مهمی قرار گرفتند که می‌توانست سرنوشت بسیاری از کودکان سیاه‌پوست را تغییر دهد. دولت فدرال از آنها خواست برای ورود داوطلبانه دخترشان به مدرسه سفیدپوست‌ها پیش قدم شوند. جامعه آمریکا به هیچ عنوان آماده پذیرفتن چنین تغییری نبود. گفته می‌شود که روز اول مدارس در نیواورلئان با شلوغی‌ها و اغتشاشات فراوانی مواجه شد. والدین سفید پوست از ورود فرزندانشان به مدارس جلوگیری کردند، هیچ معلمی در مدرسه ویلیام فرانتز حاضر نبود سر کلاسی برود که رابی بریجز در آن حضور دارد. در نهایت معلمی از اهالی بوستون داوطلب شد که به رابی آموزش دهد. اولین روز ورود رابی به مدرسه «ویلیام فرانتز» یک روز تاریخی بود. مردمِ معترض، والدین سفیدپوست که ورود سیاه‌پوست‌ها به مدارس را توهین‌آمیز تلقی می‌کردند و معلمانی که کودکان سیاه‌پوست را کودن فرض می‌کردند، جلوی مدرسه جمع شده‌بودند تا رابی و خانواده‌اش را بترسانند. رابیِ شجاع، درست مثل سربازی کوچک از میان جمعیت عبور کرد و با همراهی مأموران فدرال به داخل مدرسه راه پیدا کرد. یک سال تمام رابی و معلمش تک‌وتنها سر یک کلاس می‌نشستند و هیچ دانش‌آموز سفیدپوستی تمایلی به حضور در آن کلاس نداشت. وقتی از مادر رابی بریجز پرسیدند چطور حاضر شد عواقب چنین تصمیمی را بپذیرد پاسخ داد " این قدم بزرگ را نه فقط برای آموزش‌یافتن دخترش که برای تمام کودکان آفریقایی_آمریکایی برداشته‌است. " علی‌رغم تمام مخالفت‌هایی که با ورود کودکان سیاه‌پوست به مدارس سفید‌پوستان وجود داشت، حمایت دولت فدرال و همراهی برخی سازمان‌های مردم‌نهاد مسیر را برای تحقق قانون ادغام مدارس هموار کرد. به عنوان مثال، یک سال تمام مأموران فدرال رفت‌وآمد خانواده بریجز را تحت کنترل داشتند تا مبادا آسیبی به آنها برسد. در طول این یک سال روانشناس مشهوری به نام «رابرت کولز» هفته‌ای یک بار به دیدن خانواده بریجز می‌رفت تا به آنها در ادامه‌دادن این مسیر کمک کند. رابی بریجز که حالا زنی 64 ساله است، مدیریت بنیادی را برعهده دارد که هدف آن فرهنگ‌سازی در زمینه پذیرش تنوع‌های قومی و نژادی است. او می‌گوید: «نژادپرستی به بیماری ریشه‌داری تبدیل شده است که باید از گسترش آن در میان کودکان جلوگیری کنیم.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *